۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

درباره انجمن دفترچه (اصلاح شد)

آپدیت ۳۱ اکتبر:‌ با پیام ها و نشانی هایی که گرفتم به این نتیجه رسیدم که انجمن دفترچه ربطی به مزدوران ج.ا ندارد بلکه توسط جمعی از بیخدایان در خارج از کشور راه اندازی شده است. از مدیر و کاربران دفترچه به خاطر پیشداوری ام پوزش می خواهم و برایشان در راه خرافه ستیزی آرزوی موفقیت دارم. اما هنوز متقاعد نشده ام که آرش بیخدا دستگیر نشده چرا که نگرانی های مطرح شده در پست قبلی همچنان به قوت خود باقی است.

۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه

بیخدایان مراقب شیطنت گردابیان باشند

حدود ۳ هفته قبل بلندگوهای اینترنتی فاشیسم اسلامی با ظفرمندی اعلام کردند که عوامل سایت زندیق دستگیر شده اند. البته نامی از کسی نبردند. بعضی بچه های بیخدا حدس زدند که این خبر مربوط به دستگیری حجت الله نیکویی (۱) باشد. اما دستگیری و آزادی او در مرداد ماه اتفاق افتاد. قریب یک هفته بعد از این خبر در ۱۶ اکتبر در وبلاگ آرش بیخدا (مدیر سایت زندیق و فوروم گفتگو) پستی گذاشته شد که خبر دستگیری خود را تکذیب می کرد اما دلایلی هست که فکر کنیم آرش بیخدا مدیر سایت زندیق (سایت افشاگری در مورد اسلام) دستگیر شده است و دژخیمان حاکم دامی دیگر برای سایر بیخدایان تنیده اند:

در پست بعدی وبلاگ آرش بیخدا درهمان روز (۱۶ اکتبر) اعلام شد که برای ادامه ی کار سایت زندیق به ۱۰۰۰ دلار کمک مالی نیاز است. میزبانی اکانت سایت زندیق در همان زمان ساسپند بود و اکنون هم دامنه و هم هاستینگ هر دو سایت زندیق و گفتگو غیرقابل دسترس هستند. هر چند ممکن است با رویکرد سیاسی و ادبیات او موافق نباشیم اما نمی توان منکر شد که آرش بیخدا از سال ۲۰۰۳ در سایت های افشا و سپس زندیق و فوروم گفتگو نقش چشمگیری در فاش کردن ترهات اسلامی، و گسترش اندیشه ی بیخدایی داشته است. به گفته ی خودش دارای تابعیت دوگانه بود و به ایران رفت و آمد می کرد.

همه ی این واقعیت ها این فرضیه را به ذهن متبادر می کند که ممکن است آرش بیخدا در سفری که به ایران داشته در تله ی اطلاعاتی مزدوران ج.ا افتاده و الان اسیر است. چه بسا گردابیان می خواهند به خیال خود طی یک «طرح پلیسی پیچیده» با آزاد جلوه دادن آرش بیخدا در پوشش فراخوان مالی حمایت سایت زندیق و طرق دیگر، افراد دیگری را که به نحوی با زندیق در ارتباط هستند شناسایی و در صورت امکان دستگیر کنند و بعد هم در بوق کرنا کنند که شبکه ی صهیونیستی بیخدایان منهدم شد. بنابراین شرط عقل این است بیخدایان در ارتباط با سایت های زندیق و گفتگو و همه و کسانی که به نحوی فعالیت خرافه ستیز آرش بیخدا را ارج می نهادند به هوش باشند و در این دام نیفتند.

البته این فقط یک فرضیه است اما دلایلی هست که آن را جدی بگیریم:

-عجیب است که آرش بیخدا درست در همان روزی که خبر دستگیری خود را تکذیب می کند دچار مضیقه ی مالی شده باشد و در خواست کمک کند.
- اداره ی سالانه ی یک سایت در اندازه زندیق با حداکثر سال ۱۰۰ دلار ممکن است. اگر آرش بیخدا در مضیقه ی عاجل بوده معلوم نیست چرا هزینه ی اجاره ی یک سال را نپرداخته (سایت زمان اعلام فراخوان مالی ساسپند بود) بلکه برای ۵ سال درخواست ۱۰۰۰ دلار کرده است.
- آرش بیخدا که قریب ۱۰ سال عمر خود را روی سایت های زندیق و گفتگو گذاشته، بعید است که به خاطر چند دلار حاضر به نابودی این سایت ها باشد.
- حجت الله نیکویی به رغم «جرم» سنگین تبلیغ الحاد ظاهرا با نوشتن یک ندامت نامه بعد از مدت کوتاهی آزاد شد. حال آنکه می دانیم این دستگاه ضدبشر چه بر سر منتقدان فاشگو آورده است. بنابراین با توجه به رابطه ی نیکویی با آرش بیخدا آزادی او می تواند به شرط همکاری او در دستگیری آرش بیخدا بوده باشد. به خاطر همکاری با زندیق و گفتگو، او می توانسته اعتماد آرش بیخدا را جلب کند و در سفر آرش به ایران او را به دام کفتارها هدایت کند.



البته امیدوارم این فرضیه فقط یک تئوری توطیه باشد و آرش بیخدا و سایر همکاران سایت زندیق بر ساحل امن و سلامت باشند. اما عقل حکم می کند این نکات را در نظر داشته باشیم. به نظر من تا وقتی که سایت های زندیق و گفتگو به حالت عادی برنگشته اند باید فرض را بر این بگذاریم که آرش بیخدا اسیر دژخیمان ج.ا است. حتما باید او را از یاد نبریم و نگذاریم جنایتکاران ج.ا با او آن کنند که می خواهند. چه با او به درجات مختلف موافق باشیم و چه مخالف.

در پایان اینکه: چراغ آگاهی بخشی خاموش شدنی نیست و شمار کسانی که از توهمات دینی دست می شویند سر در فراز دارد. این را فاشیست های حاکم هم خوب می دانند. شاهد مدعا این که ده سال پیش تعداد سایت های مبارزه با جهل و خرافه اسلامی به انگشتان یک دست نمی رسید امروز ده ها سایت و وبلاگ به نقد دین و مبارزه با جهل و خرافه ی اسلامی اختصاص دارند. همیشه نمی توان به همه دروغ گفت. ما بیخدایان بیشماریم. آنکه در گرداب افتاده و به قهقرای تاریخ می رود فاشیسم اسلامی حاکم است.

---------
(۱) نیکویی جانباز جنگی و شاغل سازمان تبلیغات اسلامی بوده اما به تدریج از عقاید دینی برگشته و از همکاران سایت های زندیق بوده است. او در تابستان گذشته به دلیل فاشگویی های شجاعانه اش درباره ی اسلام از کار خود اخراج، زندانی و سپس با دادن تعهد نامه آزاد شد.

۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

حقیقتی شگفت اگیز درباره انگیزه عمل خلاقه ما

پژوهشی که توسط دانشمندان در ام.آی.تی انجام شده نشان می دهد که برخلاف ایدئولوژی مسلط سرمایه داری، کسب سود بیشتر نه تنها انگیزاننده ی خلاقیت نیست بلکه انگیزه ی بیشینه کردن سود اثر معکوس بر میزان خلاقیت دارد. این انیمیشن جالب شرح این پژوهش است.


۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

وقتی شجاعت شیخ ته می کشد



کاریکاتور نیک آهنگ کوثر در حاشیه ی انکار کروبی از اطلاعش از کشتار ۶۷ در مصاحبه با نیویورکر و سانسور این انکار توسط جرس و صدای آمریکا و سایر رسانه های «صنعت سبز».


۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

سخنانى كه آیت‌الله خمينى در باره مسائل گوناگون در سخنرانى‌هايش بيان كرده است

رياضى:

«شما ياوه گويان با زندگانى معنوى و سعادت اجتماعى يك گروه انبوه صدها هزار ميليون نفرى بازى مي‌كنيد.»

كشف الاسرار نوشته امام خمينى، صفحه ۷۴

(يادآورى: صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر، صدها هزار ميليون را خودتان حساب كنيد. جمعيت جهان چند نفر است؟)

ميليون‌ها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند.

كشف الاسرار، صفحه ۱۷۶

«اسلام ميليونها حكم دارد.»

كشف الاسرار، صفحه ۵۵

فلسفه:

«فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد.»

كشف الاسرار، صفحه ۳۲

(يادآورى: فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگى ميكرد و حضرت سليمان در قرن ۱۰ قبل از ميلاد در اورشليم زندگى ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف زمانى وجود دارد) .

«انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبى بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد.»

كشف الاسرار، صفحه ۳۳

(يادآورى: Empedocles- انبذقلس فيلسوف بزرگ يونانى در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود- در قرن دهم پيش از ميلاد زندگى ميكردند) .

«از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است»

كشف الاسرار، صفحه ۳۵

(يادآورى: انصافاً اين يكى درست است. اسكندر مقدونى از «فيلسوفان و حكيمان بزرگ تاريخ» است!!!).

تاريخ:

«اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است !!! كه آمريكا ما را استعمار كرده است» .

(يادآوري : رجوع شود به تاريخ پيدايش آمريكا، كتاب تاريخ پنجم ابتدايي)

در ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيرى اعضاى سفارت آمريكا، جماران، ۱۹ آبان ۱۳۵۸

پزشكى:

«امروز بر دكترهاى كشور ثابت شده كه براى علاج ناخوشيهايى مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اى جز عمل كردن به طبق دستورات يونانى نيست و علاجهاى اروپايى نميتوانند كارى به اين گونه مرضها بكنند».

كشف الاسرار، صفحه ۲۸۰

هنر:

اوريانا فالاچى در مصاحبه با امام خمينى (متن كامل سخنرانى در كتاب «مصاحبه با تاريخ» نوشته فالاچى):

سوال: شما موسيقى را عامل فساد و شهوترانى دانسته ايد. ولى آيا آثار موسيقى كسانى چون باخ و موتسارت و بتهون و وردى را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟

امام خمينى: من اينهايى را كه اسم برديد نميشناسم. ولى اگر مارش جنگى ساخته باشند، كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست.

سياست:

«اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاى لاتين هم رفته. به آفريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند.»

ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، ۱۸ مرداد ۱۳۶۳

«يكى از راه‌هاى ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است... اساساً احزاب از اول براى اين درست شده‌اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولت‌ها از اجتماع توده‌ها مي‌ترسند، احزاب سياسى را درست كرده‌اند.»

اسلام سياسى يا غير سياسى؟

«روحانى نبايد كار ديگرى غير از روحانيت، يعنى بسط توحيد و تقوى و پخش و تعليم قانون هاى آسمانى و تهذيب اخلاق بپردازد»

كشف الاسرار، صفحه ۲۰۸

«اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را»

در ديدار با نمايندگان مجلس، جماران ۶ خرداد ۱۳۶۰

دانشگاه كجاست؟

«ريشه تمام مصيبت‌هايى كه تاكنون براى بشر پيش آمده، از دانشگاهها بوده است... همه مصيبت‌هايى كه در دنيا پيدا شده، از متفكرين و متخصصين دانشگاهى است... اگر به اسلام علاقه داريد، بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه‌اى بالاتر است»

در ديدار با اعضاى دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، ۲۷ آذر ۱۳۵۹

«ما هرچه مى كشيم از اين طبقه اى است كه ادعا مى كند دانشگاه رفته‌ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هرچه مى كشيم از اينها است.»

قم، ۱ مرداد ۱۳۵۸

فرار مغزها

«منافقين هى ميگويند مغزها دارند فرار مى كنند. به جهنم كه فرار مى كنند! اين دانشگاه رفته ها، اينها كه همه اش دم از علم و تمدن غرب مى زنند، بگذاريد بروند. ما اين علم و دانش غرب را نمى خواهيم. اگر شما هم مى‌دانيد كه اينجا جايتان نيست فرار كنيد. راهتان باز است.»

جماران، ۸ آبان ۱۳۵۸

صادرات انقلاب؟

«ما بايد به هر قيمت شده باشد، انقلاب خودمان را به تمام ممالك اسلامى و تمام جهان صادر كنيم.»

پيام به ملت، ۲۲ بهمن ۱۳۵۸

«بايد در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنيم»

پيام نوروزى به ملت، اول فروردين ۱۳۵۹

هنگامى كه كشورهاى جهان اعتراض كردند:

«ما قصد صدور انقلاب اسلامى را نداريم. اينها حرفهاى دشمنان اسلام است»

ديدار با مسئولان صدا و سيما، ۱۶ مرداد ۱۳۶۱

جاسوسى

«هيچكس حق ندارد براى كشف جرم و گناه، جاسوسى ديگران را بكند، زيرا اين خلاف مقررات اسلام است.»

ماده ۶ از فرمان ۸ ماده اى امام خمينى به ملت، جماران، ۱ مرداد ۱۳۶۱

پیام به دانشجویان

«دانش آموزان بايد با كمال دقت اعمال و كردار دبيران و معلمين خود را زير نظر بگيرند و اگر خداى نكرده در يكى از آنها انحرافى ببينند، بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمايند... اين كار را به صورت مخفى انجام دهند»

۱ مهر ،۱۳۶۱

حكم مواد مخدر؟

«تعجب ميكنم كه اين دولت (شاه) چگونه فكر مى كند...در نظر دارند قاچاقچيان هروئين را اعدام كنند. اين موضوع نه تنها خلاف اسلام است. خلاف انسانيت هم هست»

كتاب ولايت فقيه خمينى، نجف ۱۳۵۵

«اين هائى كه مواد مخدر مى فروشند، شرعاً مستوجب اعدامند و بايد بدون هيچ تاخيرى اعدام شوند. هيچ ترحمى هم در مورد آنها جايز نيست»

۳۰ ارديبهشت ۱۳۵۹

منبع: خودنویس