۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

تأملی در مبنای اقتصادی اسلام پناهی بالاترین و راه های مقابله با آن

امروز شوکه شدم وقتی که دیدم طبق قانون جدید بالاترین، لینک های حاوی «محتوای توهین هزل‌‌گونه به ادیان» را «به طور آزمایشی» از رسیدن به صفحه ی اول سایت منع کرده است. به عنوان یک اتئیست تبعا از این تبعیض آشکار به نفع باورهای دینداران خوشحال نشدم.


این اولین بار نیست که مدیر بالاترین با تصمیم های خلق الساعه و دلبخواهی خود موجب خشم و اعتراض بسیاری از اعضای این جامعه مجازی شده. در این حرفی نیست که مدیران بالاترین لزومی نبیند که همه ی تصمیم های مربوط به کاربران را به شور و دموکراتیک با کاربران بگیرند (چون بالاترین یک شرکت خصوصی است نه یک تعاونی). این هم قابل درک است که در جامعه ی چندصدایی نمی توانند همه را کاملا راضی نگه دارد.اما بلوکه کردن لینک های اسلام ستیزانه را چطور می توان توجیه کرد؟

در وبلاگ بالاترین دلیل قضیه این طور عنوان شده که :

در چند ماه گذشته، اعتراضات زیادی از کاربران مذهبی‌تر و خوانندگان غیر عضو بالاترین نسبت به لینکهای توهین‌آمیز به ادیان دریافت کرده‌ایم. تعدادی از کاربران مذهبی‌تر بالاترین هم بالاترین را به‌ این دلیل ترک کرده‌اند. از آنجا که ما در بالاترین معتقد بوده و هستیم که نه فقط انتقاد به ادیان بلکه حتی توهین به دین باید در یک جامعه آزاد مجاز باشد، تا این زمان اقدامی برای جلوگیری از ارسال این قبیل لینکها از سوی بالاترین به عمل نیامده است. اما بررسی بیشتر کلیه جوانب این مساله به ما نشان داد که برای حفظ انواع گرایشات فکری در بالاترین و حفظ تنوع مخاطبان (در این مورد مخاطبان مذهبی) لازم است تصحیحاتی در این مورد انجام شود.


با توجه به اینکه بالاترین صریحا اعلام کرده که قائل به تقدس هیچ باوری نیست فکر می کنم منطق زیربنایی «بررسی جوانب قضیه» روشن باشد. بالاترین، به عنوان یک بنگاه تجاری نمی تواند از بازار بزرگ داخل ایران چشم بپوشد. از طرف دیگر فکر می کند این تصمیم بتواند باعث دلجویی از کاربران مسلمانی شود که به دلیل لینک های «توهین آمیز» بالاترین را ترک کرده اند (و درآمد بالقوه ای را با خود برده اند) خب چرا امتحانش نکنیم؟ با منطق اقتصادی کاملا موجه است که مدیر بالاترین بخواهد با التیام احساسات «جریحه دارشده» ی امت اسلام بکوشد یک بخش بالقوه از دست رفته ی درآمد را بازیافت کند. البته به دست آوردن دل مسلمین با سانسور به قیمت شکستن دل کافرین تمام می شود و برای مدیر بالاترین معلوم نیست کفه به کدام طرف بچربد بنابراین منطقی است که این تصمیم «بطور آزمایشی، به مدت یک ماه» باشد تا در پایان ماه بتوان سود و زیان حاصله را محاسبه کرد. از نظر من قضیه به همین سادگی است. بقیه ادعاها در مورد ملاحظات اینکه بالاترین «به تنوع فکری و عقیدتی جامعه واقعی ایرانی نزدیک‌تر باشد» تعارفات معمول است که با توجه به رویه ی مدیران بالاترین من زیاد جدی نمی گیرم.

با این تحلیل، به نظرم کاربران اتئیست (و همه ی ناراضیان از این اسلام پناهی بالاترین)‌ اگر می خواهند این تصمیم را تغییر دهند بهتر است به جای اینکه با داد و فغان و ابراز احساسات از شکسته شدن حرمت آزادی بیان در بالاترین عزیز خودشان را خسته کنند باید کاری کنند که دلارهای عایدی از این تصمیم کمتر شود. برای این کار می توان کارهایی عملی کرد مثلا اعتراض خلاقانه ی جالبی انجام شد که بالاترین را با لینک های مزخرف اسلامی بمباران کردند (نک به ۲۸۹ لینک در «عکس‌العمل بالاترینیها نسبت به جلوگیری بالاترین از رسیدن لینکهای توهین‌آمیز به مذهب به صفحه اول»)‌ یا با برداشتن لوگو و لینک بالاترین از وبلاگ شان، نوشتن مقالات اعتراضی، اسپم کردن بالاترین با لینک های زرد اسلامی یا (به نظرم بهتر از همه) تحریم موقتی بالاترین .

در مقابل مسلمین غیور، بسیجیان و امت اصلاح طلب هم می توانند با مراجعه به بالاترین و کلیک روی آگهی ها در جهت امر خیر نهایی کردن این اقدام اسلام پناهانه ی مدیریت بالاترین جهد وافر و خداپسندانه داشته باشند.

کاری که من به عنوان یک کاربر بالاترین می کنم این است که پس از این لینک در یک ماه آینده هیچ لینکی برای بالاترین ارسال نخواهم کرد (اگر بخواهم برای دنباله می فرستم که هنوز به درجه ی دین فروشی نائل نشده!)‌به علاوه لینک بالاترین را از این وبلاگ برداشتم. همچنین افزونه ی

AdBlockPlus
رابه همه ی کاربران و بازدید کننده های ناراضی بالاترین توصیه می کنم.

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

پاسخ مختصر به توهین نصرالله به تمدن ایرانی



سید حسن نصرالله:‌ امروز در ایران چیزی به نام تمدن پارسی وجود ندارد






ترجمه سخنرانی: ...عربی است؟ اگر منظورتان ایران است / همانا امروز در ایران چیزی به نام پارسی یا تمدن پارسی وجود ندارد / آنچه در ایران هست، تمدن اسلامی است / آنچه در ایران هست،‌ دین عربی محمد (ص) است / که عربی، مکی قریشی تهامی و از تمیم و متهر است / (صلوات جمع) / و بنیانگزار جمهوری اسلامی هم عرب بوده و فرزند عرب است و فرزند پیامبر خدا محمد (ص) است / (صلوات جمع) / رهبر کنونی جمهوری اسلامی، حضرت امام خامنه ای هم سید قریشی است / و پسر هاشمی و پسر پیامبر خداست / پسر علی بن ابی طالب و فاطمه زهراست که اینها عرب هستند / ... اما اگر منظورتان ایران است / مردم یک تلاشی کردند و تسلیم شدند / در هفته های اخیر یک عده ای یک رویایی داشتند / که جمهوری اسلامی را سرنگون کنند / اما اینها خیال های باطلی بود / این ایران، که خیلی ها در دنیا از حوادث اش صحبت می کنند / امروز من به شما اطمینان می دهم که این ایران / این نظام، این حکومت و مردم و نخبگان اش / به برکت وجود رهبر فرزانه و شجاع و مدیر و مدبر و مهربان / این رهبر تاریخی حضرت آیت الله امام خامنه ای / و به برکت حضور سی ساله ی مردم در صحنه / ایران قوی تر و سرسخت تر از همیشه از این بحران گذر کرد / این ایران همیشه همین طور هم خواهد ماند

۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

درباره انجمن دفترچه (اصلاح شد)

آپدیت ۳۱ اکتبر:‌ با پیام ها و نشانی هایی که گرفتم به این نتیجه رسیدم که انجمن دفترچه ربطی به مزدوران ج.ا ندارد بلکه توسط جمعی از بیخدایان در خارج از کشور راه اندازی شده است. از مدیر و کاربران دفترچه به خاطر پیشداوری ام پوزش می خواهم و برایشان در راه خرافه ستیزی آرزوی موفقیت دارم. اما هنوز متقاعد نشده ام که آرش بیخدا دستگیر نشده چرا که نگرانی های مطرح شده در پست قبلی همچنان به قوت خود باقی است.

۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه

بیخدایان مراقب شیطنت گردابیان باشند

حدود ۳ هفته قبل بلندگوهای اینترنتی فاشیسم اسلامی با ظفرمندی اعلام کردند که عوامل سایت زندیق دستگیر شده اند. البته نامی از کسی نبردند. بعضی بچه های بیخدا حدس زدند که این خبر مربوط به دستگیری حجت الله نیکویی (۱) باشد. اما دستگیری و آزادی او در مرداد ماه اتفاق افتاد. قریب یک هفته بعد از این خبر در ۱۶ اکتبر در وبلاگ آرش بیخدا (مدیر سایت زندیق و فوروم گفتگو) پستی گذاشته شد که خبر دستگیری خود را تکذیب می کرد اما دلایلی هست که فکر کنیم آرش بیخدا مدیر سایت زندیق (سایت افشاگری در مورد اسلام) دستگیر شده است و دژخیمان حاکم دامی دیگر برای سایر بیخدایان تنیده اند:

در پست بعدی وبلاگ آرش بیخدا درهمان روز (۱۶ اکتبر) اعلام شد که برای ادامه ی کار سایت زندیق به ۱۰۰۰ دلار کمک مالی نیاز است. میزبانی اکانت سایت زندیق در همان زمان ساسپند بود و اکنون هم دامنه و هم هاستینگ هر دو سایت زندیق و گفتگو غیرقابل دسترس هستند. هر چند ممکن است با رویکرد سیاسی و ادبیات او موافق نباشیم اما نمی توان منکر شد که آرش بیخدا از سال ۲۰۰۳ در سایت های افشا و سپس زندیق و فوروم گفتگو نقش چشمگیری در فاش کردن ترهات اسلامی، و گسترش اندیشه ی بیخدایی داشته است. به گفته ی خودش دارای تابعیت دوگانه بود و به ایران رفت و آمد می کرد.

همه ی این واقعیت ها این فرضیه را به ذهن متبادر می کند که ممکن است آرش بیخدا در سفری که به ایران داشته در تله ی اطلاعاتی مزدوران ج.ا افتاده و الان اسیر است. چه بسا گردابیان می خواهند به خیال خود طی یک «طرح پلیسی پیچیده» با آزاد جلوه دادن آرش بیخدا در پوشش فراخوان مالی حمایت سایت زندیق و طرق دیگر، افراد دیگری را که به نحوی با زندیق در ارتباط هستند شناسایی و در صورت امکان دستگیر کنند و بعد هم در بوق کرنا کنند که شبکه ی صهیونیستی بیخدایان منهدم شد. بنابراین شرط عقل این است بیخدایان در ارتباط با سایت های زندیق و گفتگو و همه و کسانی که به نحوی فعالیت خرافه ستیز آرش بیخدا را ارج می نهادند به هوش باشند و در این دام نیفتند.

البته این فقط یک فرضیه است اما دلایلی هست که آن را جدی بگیریم:

-عجیب است که آرش بیخدا درست در همان روزی که خبر دستگیری خود را تکذیب می کند دچار مضیقه ی مالی شده باشد و در خواست کمک کند.
- اداره ی سالانه ی یک سایت در اندازه زندیق با حداکثر سال ۱۰۰ دلار ممکن است. اگر آرش بیخدا در مضیقه ی عاجل بوده معلوم نیست چرا هزینه ی اجاره ی یک سال را نپرداخته (سایت زمان اعلام فراخوان مالی ساسپند بود) بلکه برای ۵ سال درخواست ۱۰۰۰ دلار کرده است.
- آرش بیخدا که قریب ۱۰ سال عمر خود را روی سایت های زندیق و گفتگو گذاشته، بعید است که به خاطر چند دلار حاضر به نابودی این سایت ها باشد.
- حجت الله نیکویی به رغم «جرم» سنگین تبلیغ الحاد ظاهرا با نوشتن یک ندامت نامه بعد از مدت کوتاهی آزاد شد. حال آنکه می دانیم این دستگاه ضدبشر چه بر سر منتقدان فاشگو آورده است. بنابراین با توجه به رابطه ی نیکویی با آرش بیخدا آزادی او می تواند به شرط همکاری او در دستگیری آرش بیخدا بوده باشد. به خاطر همکاری با زندیق و گفتگو، او می توانسته اعتماد آرش بیخدا را جلب کند و در سفر آرش به ایران او را به دام کفتارها هدایت کند.



البته امیدوارم این فرضیه فقط یک تئوری توطیه باشد و آرش بیخدا و سایر همکاران سایت زندیق بر ساحل امن و سلامت باشند. اما عقل حکم می کند این نکات را در نظر داشته باشیم. به نظر من تا وقتی که سایت های زندیق و گفتگو به حالت عادی برنگشته اند باید فرض را بر این بگذاریم که آرش بیخدا اسیر دژخیمان ج.ا است. حتما باید او را از یاد نبریم و نگذاریم جنایتکاران ج.ا با او آن کنند که می خواهند. چه با او به درجات مختلف موافق باشیم و چه مخالف.

در پایان اینکه: چراغ آگاهی بخشی خاموش شدنی نیست و شمار کسانی که از توهمات دینی دست می شویند سر در فراز دارد. این را فاشیست های حاکم هم خوب می دانند. شاهد مدعا این که ده سال پیش تعداد سایت های مبارزه با جهل و خرافه اسلامی به انگشتان یک دست نمی رسید امروز ده ها سایت و وبلاگ به نقد دین و مبارزه با جهل و خرافه ی اسلامی اختصاص دارند. همیشه نمی توان به همه دروغ گفت. ما بیخدایان بیشماریم. آنکه در گرداب افتاده و به قهقرای تاریخ می رود فاشیسم اسلامی حاکم است.

---------
(۱) نیکویی جانباز جنگی و شاغل سازمان تبلیغات اسلامی بوده اما به تدریج از عقاید دینی برگشته و از همکاران سایت های زندیق بوده است. او در تابستان گذشته به دلیل فاشگویی های شجاعانه اش درباره ی اسلام از کار خود اخراج، زندانی و سپس با دادن تعهد نامه آزاد شد.

۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

حقیقتی شگفت اگیز درباره انگیزه عمل خلاقه ما

پژوهشی که توسط دانشمندان در ام.آی.تی انجام شده نشان می دهد که برخلاف ایدئولوژی مسلط سرمایه داری، کسب سود بیشتر نه تنها انگیزاننده ی خلاقیت نیست بلکه انگیزه ی بیشینه کردن سود اثر معکوس بر میزان خلاقیت دارد. این انیمیشن جالب شرح این پژوهش است.


۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

وقتی شجاعت شیخ ته می کشد



کاریکاتور نیک آهنگ کوثر در حاشیه ی انکار کروبی از اطلاعش از کشتار ۶۷ در مصاحبه با نیویورکر و سانسور این انکار توسط جرس و صدای آمریکا و سایر رسانه های «صنعت سبز».